لغت نامه دهخدا
ثابتات. [ ب ِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ ثابته. کواکب ثابته. ثوابت.
- چرخ ثابتات. فلک ثوابت. فلک هشتم:
یا کسی دیگر مر او را برکشید
آنکه کرسی اوست چرخ ثابتات.ناصرخسرو.
ثابتات. [ ب ِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ ثابته. کواکب ثابته. ثوابت.
- چرخ ثابتات. فلک ثوابت. فلک هشتم:
یا کسی دیگر مر او را برکشید
آنکه کرسی اوست چرخ ثابتات.ناصرخسرو.
جمع ثابته. ستارگان ثابت. یا چرخ ثابت فلک ثابت. فلکی که ستارگان ثابت در آن هستند ( بعقید. قدما ) فلک ثوابت چرخ هشتم.
جمع ثابته کواکب ثابته ثوابت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ایا قطب فلک رفعت که مرغان جلالت را سزد از زانک ریزند از نجوم ثابتات ارزن
💡 چو بر سپهر زند بانگ ثابتات شوند ز اضطراب چو بر سطح مستوی سیماب
💡 رأیش فکند در دل خورشید آتشی کانرا ز ثابتات فروزنده شد شرار
💡 عرش اعظم کرسی حق عقل و نفس آمد پدید اطلس است و ثابتات و تحت او اینها بود
💡 ز ثابتات فلک ترک رومی از سر بام کند نثار قدوم خدایگان گوهر
💡 چو در مدیح تو گفتم سزد که گردونم ز ثابتات فشاند جواهر تحسین