خانه روب
لغت نامه دهخدا
خانه روب. [ ن َ / ن ِ ] ( نف مرکب مرخم )روبنده و پاک کننده خانه. تمیزکننده خانه. || خانه برانداز. خانه کن. مبذر. متلف:
زن بچشم تو گرچه خوب شود
زشت باشد چو خانه روب شود.اوحدی. || غارتگر که همه چیز را برد:
در آویختش قائد خانه روب
زدش بر کف پای بسیار چوب.نزاری قهستانی ( دستورنامه ).|| ( اِ مرکب ) جارو ( باصطلاح شمیرانیها ).
فرهنگ عمید
پاک کننده و تمیزکنندۀ خانه.
فرهنگ فارسی
روبنده و پاک کننده خانه تمیز کننده خانه.
جمله سازی با خانه روب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 درس خوان ادب او ادریس خانه روب حرم او بلقیس
💡 چون عشق خانه روب و چو مستی ستیزه گر همچون شباب غره چو شهوت هوا گزین
💡 بنده رای گدایان درش چیپور ورای خانه روب ساکنان کوی از فغفور وخان
💡 نبی معصوم از وجه وجوب است ز ممکن دزد غفلت خانه روب است
💡 زن به چشم تو گر چه خوب شود زشت باشد چو خانه روب شود
💡 بروب از خویش این خانه ببین آن حس شاهانه برو جاروب لا بستان که لا بس خانه روب آمد