لغت نامه دهخدا
تازه زا. [ زَ / زِ ] ( ن مف مرکب ) تازه زاد. آنکه بتازگی زائیده باشد خواه زن بود و یا حیوان. ( ناظم الاطباء ).
تازه زا. [ زَ / زِ ] ( ن مف مرکب ) تازه زاد. آنکه بتازگی زائیده باشد خواه زن بود و یا حیوان. ( ناظم الاطباء ).
ویژگی آن که تازه زاییده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کهکشان مثلث دورترین جسمی است که میتوان آن را با چشمان غیرمسلح رصد کرد[نیازمند منبع] و تخمین زده میشود حدود ۴۰ میلیارد ستاره در آن قرار دارند. در حالی که این رقم برای کهکشان راه شیری ۲۰۰ میلیارد و برای کهکشان آندرومدا ۴۰۰میلیارد ستاره است. در این کهکشان ستاره زایی شدیدی در جریان است بنابراین نواحی تازه زا و متراکمی در این کهکشان یافت میشود. در ضمن سحابی ان جی سی ۶۰۴ که دومین رتبه را در بزرگی و عظمت در بین سحابیهای ستاره زا را کسب کرده و جرمی معادل ۴۰ برابر سحابی شکار چی و ۶۰۰ برابر این سحابی درخشندگی دارد.