صافی درون
مترادفها
پاکی درون، صفای باطن
متضادها
ناپاکی درون
لغت نامه دهخدا
صافی درون. [ دَ ] ( ص مرکب ) ساده دل. صافی دل. صافی ضمیر:
از آن تیره دل مرد صافی درون
قفا خورد و سر برنکرد از سکون.( بوستان ).
فرهنگ عمید
صافی ضمیر، پاک درون، پاک باطن: از آن تیره دل مرد صافی درون / قفا خورد و سر بر نکرد از سکون (سعدی۱: ۱۲۳ ).
فرهنگ فارسی
ساده دل
جمله سازی با صافی درون
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هر کو قدح ننوشد صافی درون نگردد وانکو نظر نبازد صاحب نظر نباشد
💡 می خورندم همچو ساغر خون مدام این همدمان همدم صافی درون در دور جام باده است
💡 مئی صافی درون ساغر زر به بوی ضیمران و رنگ بسام
💡 توئی صافی درون و هم برونی نه همچون دیگران اینجا زبونی