تابر

لغت نامه دهخدا

تأبر. [ ت َ ءَب ْ ب ُ ] ( ع مص ) گشن پذیرفتن خرما. ( تاج المصادر بیهقی ) ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( زوزنی ) ( از اقرب الموارد ): تأبر النخل؛ پذیرفت خرمابن بار رایعنی گشن و اصلاح را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

گشن پذیرفتن خرما

جمله سازی با تابر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بزد دست و برداشت کرسی عاج بشد تازیان تابر تخت ساج

💡 مرا دل زانده در آمد به جوش همی خواستم تابر آرم خروش

💡 خواست تابر خرمن جنس زنان آتش اندازد «انا الاعلی» زنان

💡 بر آشفت و فرمود تابر حریر به اثرط یکی نامه سازد دبیر

💡 نگه می‌دارد از اعدات پیوست که تابر تو نیابد دشمنی دست

💡 که تابر جای خرمن خرمن مشک ز خاکستر ببیند توده توده

چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز