حاجتمندی

مترادف‌ها

نیاز، احتیاج، فقر، تنگدستی

متضادها

بی‌نیازی، غنا

لغت نامه دهخدا

حاجتمندی. [ ج َ م َ ] ( حامص مرکب ) نیاز. افتقار.احتیاج: و گفته اند: «حاجتمندی دوم اسیری است ». ( قابوسنامه ). باب اول اندر شناختن سبب حاجتمندی مردم و دیگر جانوران بغذا. ( ذخیره خوارزمشاهی ).

فرهنگ عمید

نیازمندی، احتیاج.

فرهنگ فارسی

۱ - نیازمندی احتیاج. ۲ - تهی دستی فقر گدایی.

جمله سازی با حاجتمندی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تخم حاجتمندی دنیا به قدر آرزوست هر که را در دل نباشد آرزو درویش نیست

💡 چون تو حاجتمندی و من پادشاه هرچه میخواهی ازین حضرت بخواه

💡 یکی از کریمان گفت: هرگز حاجتمندی را ناکام رد نکردم مگر آن که عزت را در قفای وی خواندم و ذلت را در پیشانی خویش.

💡 نهادهای خیریه و سازمان‌های مردم‌نهاد وظیفه دارند با شناسایی دقیق افراد درگیر با حاجتمندی، کمک‌های لازم را برای بهبود شرایط زندگی آن‌ها فراهم کنند.

💡 عدالت اجتماعی زمانی محقق می‌شود که دولت و جامعه با همکاری یکدیگر، راهکارهای موثری برای رفع بحران‌های اقتصادی و کاهش میزان حاجتمندی ارائه دهند.

💡 کمک به افراد درگیر با حاجتمندی، نه تنها یک وظیفه اخلاقی است، بلکه باعث تقویت پیوندهای اجتماعی و همبستگی در میان اعضای جامعه می‌شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران