لغت نامه دهخدا
تابچند. [ ب ِ چ َ ]( ادات استفهام ) تا کی. تا چند. تا بکی:
تا بچند ای غنچه لب درپرده خواهی گفت حرف
دست بردار از جهان تا بوستان پر گل شود.صائب ( از آنندراج ).رجوع به «تا چند» شود.
تابچند. [ ب ِ چ َ ]( ادات استفهام ) تا کی. تا چند. تا بکی:
تا بچند ای غنچه لب درپرده خواهی گفت حرف
دست بردار از جهان تا بوستان پر گل شود.صائب ( از آنندراج ).رجوع به «تا چند» شود.
تا کی تا چند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تن فتاده پای آخور تا بچند هی بزن از جا برآور زین جمند
💡 مطرب بگوی نغمه خوش-زهد تا بچند ساقی بیار ساغر می توبه تا بکی
💡 ای شمع تا بچند زنی آه سوزناک یکدم بساز با دل بریان چنانک من
💡 در فراق روی خوبت تا بچند جویبار دیده ام جیحون کنی
💡 شور تو در سر من شوریده تا بچند داغ تو بر دل من دلخسته تا بکی
💡 چونکه هیچی خود گزینی تا بچند با نجاست همنشینی تا بچند