تا کی

لغت نامه دهخدا

تا کی. [ ک َ / ک ِ] ( ق مرکب ) کلمه استفهام. تا چه زمان و تا چه وقت.( ناظم الاطباء ). از ادوات استفهام مرکب:
چنین گوینده ای در گوشه تا کی ؟
سخندانی چنین بی توشه تا کی ؟نظامی.

فرهنگ فارسی

منسوب به تاک و در شاهد ذیل مراد میوه تاک است ٠

جمله سازی با تا کی

💡 غرور اندیشه‌ای تا کی خیال بندگی پختن تو در جیب آدمی داری که پرورده‌ست شیطانش

💡 خون کنی از نغمه‌ام تا کی دل ای مرغ چمن؟ می‌توانم کرد من هم ناله، اما در قفس!

💡 بیچاره دل به درد تو تا کی بود صبور جان را تو قوّتی و دلم را تویی سرور

💡 صوفی از رندان بپوشد می که در خلوت بنوشد شد کهن بالای خمها خرقه اش تا کی بپوشد

💡 ای صبا، جهدی کن و بگشا نقاب غنچه را تا کی از دیدار گل محروم باشد عندلیب؟

💡 سپهر سفله نهاد از ره ستم تا کی به هر که مهر تو ورزید بر سر کین است