لغت نامه دهخدا
راحات. ( ع اِ ) ج ِراحة در همه معانی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
راحات. ( ع اِ ) ج ِراحة در همه معانی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
جمع راحه در هم. معانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کمالات وهمی و راحات حسی میان تو و مقصد افتاد حایل
💡 تن تو ز راحات پوشیده کسوت لب تو ز لذات نوشیده ساغر
💡 کرده دل ولی تو لذات را نکاح داده تن عدوی تو راحات و اطلاق