طاق ایوان

لغت نامه دهخدا

طاق ایوان. [ ق ِ اَ / اِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) تیزی پیش ایوان: این لطیفه بر طاق ایوان فریدون نوشته بود. ( گلستان سعدی ).
شهی که بانی کیوان ز طاق ایوانش
فراز بارگه خویش طاق دیگر زد.سلمان.

فرهنگ فارسی

تیزی پیش ایوان: این لطیفه بر طاق ایوان فریدون نوشته بود.

جمله سازی با طاق ایوان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فلک نقشی از طاق ایوان او طلایه مه و مهر دربان او

💡 گردون گرهی ز طاق ایوان تو باد بر سطح فلک عرصه ی میدان تو باد

💡 بس که عالی شد اساس کاخ رنگ‌آمیز تو چرخ رنگ لاجورد از طاق ایوان یافته

💡 سیاوش چو در پیش ایوان رسید سر طاق ایوان به کیوان رسید

💡 در ایوان درختی ز زر ساخته سر از طاق ایوان برافراخته

💡 جهان درگرد پستی منظر جمعیتی دارد ز عبرت مغربی‌کن طاق ایوان شمالی را

روان یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز