لغت نامه دهخدا
طارم اعلی. [ رَ م ِ اَ لا ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) آسمان. فلک. چرخ:
گهی بر طارم اعلی نشینم
گهی در پیش پای خود نبینم.سعدی ( گلستان چ یوسفی ص 90 ).
طارم اعلی. [ رَ م ِ اَ لا ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) آسمان. فلک. چرخ:
گهی بر طارم اعلی نشینم
گهی در پیش پای خود نبینم.سعدی ( گلستان چ یوسفی ص 90 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از نشان پایه قدرت نشد آگاه وهم گرچه صد منزل فزون از طارم اعلی براند
💡 گهی بر طارم اعلی نشینیم گهی بر پشت پای خود نبینیم
💡 یا عیسی زمانی و از فرط منزلت، دل بر عروج طارم اعلی نهادهای
💡 در هوای مجلس جمشید عهد غلغل اندر طارم اعلی زدند
💡 از طور دلت تا حرم طارم اعلی بر هر درج از نور تو پیوسته لوامع
💡 گر من سر از نشیمن دنیا برآورم گرد از قمار طارم اعلی برآورم