لغت نامه دهخدا
طاثر. [ ث ِ ] ( ع ص، اِ ) شیر خفته. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). رائب. شیر کلچیده. ماست. شیر تیره. ( مهذّب الاسماء ).
طاثر. [ ث ِ ] ( ع ص، اِ ) شیر خفته. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). رائب. شیر کلچیده. ماست. شیر تیره. ( مهذّب الاسماء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون بپرد مرغ تیرش نسر طاثر را در آن در تطیر از اذا کان الغراب انداخته