ضاق

مترادف‌ها

تنگ شد، محدود شد

متضادها

گشاد شد، وسیع شد

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی ضَاقَ بـِ: تنگ کرد(در عبارت "ضَاقَ بِهِمْ ذَرْعاً "تعبیری است کنایهای و معنایش این است که راه چاره آن امر به رویش بسته شد و یا راهی برای خلاصی از فلان امر نیافت، و وجه این کنایه این است که چنین کسی مانند خیاطی میماند که به هر متری و ذرعی که پارچه را متر میکند...
معنی ذَرْعاً: ذرع مقیاس طولی است به اندازه دست آدمی از نوک انگشتان تا آرنج که به وسیله اندازه گیری آن نیز اطلاق می گردد هر ذرع پنجاه تا هفتاد سانتیمتر است (در عبارت "ضَاقَ بِهِمْ ذَرْعاً "تعبیری است کنایهای و معنایش این است که راه چاره آن امر به رویش بسته شد و یا...
ریشه کلمه:
ضیق (۱۳ بار)

جمله سازی با ضاق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تنگ شد بر ما فضای عافیت بی‌هیچ جرم وین چنین باشد «اذا جاء القضا ضاق الفضا»

💡 بر خارپشت هر بلا خود را مزن تو هم هلا ساکن نشین وین ورد خوان جاء القضا ضاق الفضا

💡 قد صرفنا العمر فی قیل و قال یا ندیمی! قم فقد ضاق المجال

💡 یا حبیبا عنه قلبی فی الشتغال لاتسل قد ضاق للصبر المجال

💡 حبس عنی السرور احصر عنی البحور طال علی المضیق ضاق علی الفضاء

💡 تنگ شد بر ما فضای عافیت بی‌هیچ جرم این چنین باشد «اذا جاء القضا ضاق الفضا»

💡 وقتی او با خبر ناگواری از دست رفتن تمام دارایی‌هایش روبرو شد، چنان ضاق سینه‌اش شد که نمی‌توانست به درستی نفس بکشد.

💡 با افزایش ناگهانی جمعیت در این شهر کوچک، فضای زندگی برای ساکنان آن بسیار ضاق گشته و احساس محدودیت شدیدی می‌کنند.

💡 وقتی تصمیمات اشتباه مدیریت باعث بحران مالی شدید شد، راه برای حل مشکلات بسیار ضاق شد و شرکت رو به زوال رفت.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران