لغت نامه دهخدا
صاحب کرم. [ ح ِ ک َ رَ ] ( ص مرکب ) بخشنده. خداوند کرم:
طمع را نباید که چندان کنی
که صاحب کرم را پشیمان کنی.؟
صاحب کرم. [ ح ِ ک َ رَ ] ( ص مرکب ) بخشنده. خداوند کرم:
طمع را نباید که چندان کنی
که صاحب کرم را پشیمان کنی.؟
خداوند کرم، بخشنده: طمع را نباید که چندان کنی / که صاحب کرم را پشیمان کنی (؟: لغت نامه: صاحب کرم ).
بخشنده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بندهٔ تقصیرکار بند خطاکاری است خواجهٔ صاحب کرم فکر عطا کردن است
💡 داور دارا حشم دریا کف صاحب کرم سرور بیضا علم گردنکش گردون جناب
💡 نان و حلوا می رسد از سفره صاحب کرم دولت او کم مبادا تا قیامت از سرم
💡 دست تهی است تحفه بر صاحب کرم زان بنده بیعمل بر معبود میرود
💡 دوران زبان گشود که از نقد عافیت دست تهی چو مردم صاحب کرم نشین
💡 لطف کن بر ناله ام تأثیر ای صاحب کرم بر اجابت مقترن دست دعایی ده مرا