صائح
مترادفها
فریادزن، بانگزن
متضادها
ساکت، خاموش
لغت نامه دهخدا
صائح. [ ءِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از صیحة.
فرهنگ فارسی
( اسم ) صیحه زننده
جمله سازی با صائح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و قال ع «اربع خصال من کان فیه کان منافقا: اذا حدّث کذب، و اذا وعد اخلف، و اذا عاهد غدر، و اذا خاصم فجر، و ما من غادر الّا و له لواء یوم القیمة یعرف به و صائح یصیح هذا غادر بنی فلان مسود وجهه مزروقة عیناه، مصفوفة یداه، معقولة رجلاه، علی رقبته مثل الطود العظیم من ذنوبه.»