لغت نامه دهخدا
شادروز. ( ص مرکب ) نیکروز. خوشبخت. کسی که روزش شاد است:
یکی نامجوی و دگر شادروز
مرا بخت بر گنبد افشاند گوز.فردوسی.
شادروز. ( ص مرکب ) نیکروز. خوشبخت. کسی که روزش شاد است:
یکی نامجوی و دگر شادروز
مرا بخت بر گنبد افشاند گوز.فردوسی.
نیک روز، خوشبخت.
نیکروز خوشبخت
اسم: شادروز (پسر، دختر) (فارسی) (تلفظ: šād ruz) (فارسی: شادروز) (انگلیسی: shad-ruz)
معنی: نیکروز، خوشبخت، کسی که روزش شاد است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جهاندار نیکاختر و شادروز شما را سپرد آن زمان نیمروز
💡 یکی نامجوی و یکی شادروز مرا بخت بر گنبد افشاند گوز