شادبخت
مترادفها
خوشبخت، سعادتمند، شادمان
متضادها
بدبخت، بدشانس
لغت نامه دهخدا
شادبخت. [ ب َ ] ( ص مرکب ) خوش بخت. نیکبخت:
از رفتن مهد شرف خزران شود مهد کنف
بس شادبخت است آنطرف شادی شروان بادهم.خاقانی.
فرهنگ عمید
خوش بخت، نیک بخت.
فرهنگ اسم ها
اسم: شادبخت (دختر) (فارسی) (تلفظ: š.-bakht) (فارسی: شادبخت) (انگلیسی: shad-bakht)
معنی: خوشبخت، نیک بخت
جمله سازی با شادبخت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به دستور گفت آن شه شادبخت که از ما بترسد همی کوش، سخت
💡 او پس از سالها تلاش بیوقفه و رسیدن به اهداف بزرگ زندگیاش، بالاخره توانست در کنار خانواده خود زندگی بسیار شادبخت و آرامی داشته باشد.
💡 بسیاری از مردم تصور میکنند که داشتن ثروت فراوان تنها راه رسیدن به یک زندگی شادبخت و بدون دغدغه در دنیای پر از مشکلات امروز است.
💡 آن پیرمرد با لبخندی بر لبانش، از خاطرات دوران جوانی خود که بسیار شادبخت و پرشور بود، برای نوههای کوچک خود تعریف میکرد.