لغت نامه دهخدا
شاد باد. ( اِ مرکب ) نام پرده ای است از موسیقی. ( فرهنگ جهانگیری ):
دو خانه نوای چکاوک زنیم
یکی شاد باد و دگر نوش باد.حکیم سوزنی ( از فرهنگ جهانگیری ).
شاد باد. ( اِ مرکب ) نام پرده ای است از موسیقی. ( فرهنگ جهانگیری ):
دو خانه نوای چکاوک زنیم
یکی شاد باد و دگر نوش باد.حکیم سوزنی ( از فرهنگ جهانگیری ).
از الحان قدیم ایرانی.
پرده ایست از موسیقی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 که شادست و زو مملکت شاد باد شهنشاه گیتی ملک ارسلان
💡 داشت از روی مصلحت دو سه روز دل او را که شاد باد نژند
💡 پیوسته شاد باد که شادیم ازو همه زو خرمیم سخت که در خرمی زیاد
💡 فرخنده باد بر تو به شادی هزار عید طبع تو شاد باد به روزی هزار بار
💡 درونت به تأیید حق شاد باد دل و دین و اقلیمت آباد باد
💡 روح تو چون خاطر من شاد باد شاد شدم خانه ات آباد باد