شابهار یا شاهبهار یکی از محوطههای تاریخی و باستانی در نزدیکی کابل است که در ولسوالی بگرامی واقع شده است. این منطقه در گذشته بهعنوان یک مجموعه مذهبی بودایی اهمیت داشت و نقش مهمی در دوران پیش از اسلام و امپراتوری کوشانی ایفا میکرد. در شابهار استوپهها و بناهای مذهبی بودایی ساخته شده بود و مردم از نواحی اطراف برای عبادت و گردهمایی به این مرکز میآمدند. امروزه شابهار بیش از هر چیز بهعنوان یک سایت باستانشناسی شناخته میشود و بخشهایی از آن بازسازی شده است تا نسلهای بعدی بتوانند با تاریخ، فرهنگ و میراث مذهبی افغانستان آشنا شوند و ارزش آن را درک کنند.
شابهار
لغت نامه دهخدا
شابهار. [ ب َ ] ( اِخ ) نام بتکده ای بود در نواحی کابل که در اطراف آن دشتی بس بزرگ واقع است. ( فرهنگ جهانگیری ):
هر چه در هندوستان پیل مصاف آرای بود
پیش کردی و درآوردی بدشت شابهار.فرخی ( از تاریخ بیهقی چ فیاض ص 255 ).همه شادی شابهار کزو
شد شکفته بهار دولت و فر.مسعودسعد ( از جهانگیری ).و رجوع به تاریخ بیهقی چ فیاض ص 181 و 270 و 280 شود.
نام چمنی است در کابل که محل عرض لشکر و سپاه سلطان محمود غزنوی بوده چنانکه ابوالحسن فرخی در ابن باب گفته:
با من بشابهار بهم بود چاشتگاه
ماه من آنکه رشک برد زو دو هفته ماه
گفت این فراخ پهنا دشت گشاده چیست
گفتم که عرضه گاه شه بی عدوسپاه
گفت آن هزار و هفتصد و اند کوه چیست
گفتم هزار و هفتصدواند پیل شاه
اگر چه ممکن است که در قدیم در حوالی کابل بتکده بوده چه مذهب بودائی قرنها در افغانستان بوده و آثار آن هنوز بسیار است لیکن معنی شابهار را بتکده آنجا قرار دادن معلوم نیست از چه مأخذ است... شاید جهانگیری و دیگران شابهار را قیاس به نوبهار کردند که بمعنی بتکده آمده و نوبهار بلخ بتکده بودائیان بوده. ( فرهنگ نظام ). رجوع به ماده ذیل شود.
شابهار. [ ب ُ ] ( اِخ ) به قول سمعانی قریه ای است از قرای بلخ و عده ای از راویان بدان منسوبند. ( معجم البلدان ). و رجوع به انساب سمعانی و ماده قبل شود.
فرهنگ فارسی
نام دشتی است در ناحیه کابل و آن در عهد غزنویان محل عرض لشکر بوده: [ با من بشابهار بهم بود چاشتگاه ماه من آنکه رشک برد ز و دو هفته ماه ] [ گفت: این فراخ پهنا دشت گشاده چیست ? گفتم که: عرضه گاه شه بی عدد سپاه. ] ( فرخی سیستانی. عبد. ۳۴۵ )
نام بتکده ای بود در نواحی کابل که در اطراف آن دشتی بس بزرگ واقع است.
فرهنگ اسم ها
اسم: شابهار (پسر) (فارسی) (تلفظ: sha bahar) (فارسی: شابَهار) (انگلیسی: sha bahar)
معنی: نام دشتی در نواحی کابل
جمله سازی با شابهار
💡 خدای خط تو صد ساله ملک داد آن روز که جوش کرد همه شابهار از آتش و آب
💡 با من به شابهار به سر برد چاشتگاه ماه من آنکه رشک برد زود و هفته ماه
💡 و دیگر روز امیر برنشست و بدشت شابهار آمد و بر آن دکّان بنشست و لشکر بتعبیه بر وی بگذشت و لشکری سخت بزرگ، گفتند پنجاه و اند هزار سوار و پیاده بودند، همه ساخته و نیک اسبه و تمام سلاح و محقّقان گفتند چهل هزار بود و تا میان دو نماز روزگار گرفت تا آنگاه که لشکر بتمامی بگذشت.