زبر و زرنگ
مترادفها
باهوش، زیرک، تیزهوش
متضادها
احمق، خنگ، ساده، کندذهن
لغت نامه دهخدا
زبر و زرنگ. [ زِ رُ زِ رَ ] ( ترکیب عطفی، ص مرکب ) ( در تداول ) چست و چالاک. رجوع به زبرزرنگ شود.
فرهنگ عمید
چابک و زیرک، چست و چالاک.
فرهنگ فارسی
چست و چالاک
جمله سازی با زبر و زرنگ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لیک درکار خویش زبر و زرنگ به فسون روبه و به کبرپلنگ