قاضی صاعد

دانشنامه آزاد فارسی

رجوع شود به:ابن صاعد اندلسی (المویه ۴۲۰ـ ۴۶۲ق)

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] آل صاعد یا صاعدیان، یکی از خاندان های علمی و روحانی حنفی مذهب در اصفهان می باشند که از قرن پنجم تا دهم هجری، قدرت و ریاست فوق العاده ای در شهر داشته اند. یکی از شخصیت های این خاندان، قاضی صاعد است.
قاضی صاعد (۷۸۹ق/۱۳۸۷م)، نام او یک بار حافظ ابرو در ضمن رویدادهای سال ۷۸۹ق/۱۳۸۷م یاد کرده است. به گفتۀ او در بهار این سال امیر مظفر کاشی که از سوی زین العابدین فرزند شاه شجاع در اصفهان فرمانروا بود، بریا اظهار بندگی و فرمان بری، قاضی صاعد را به نزد امیر تیمور گورکان فرستاد و از وی امان خواست.
حافظ ابرو، عبدالله، ذیل جامع التواریخ، ص۲۸۸.
۱. ↑ حافظ ابرو، عبدالله، ذیل جامع التواریخ، ص۲۸۸.
منبع
مهدوی، سیدمصلح الدین، اعلام اصفهان، ج۱، ص۷۲.
...

جمله سازی با قاضی صاعد

💡 گفت: «فرمان بردارم، و خود برین عزم بودم که یک لحظه از رکاب خداوند دور نباشم، از آنچه بمن رسید درین روزگار.» و برادر را نایب کرد و کار بساخت. و نیز گفته بود که «سوری را با خود باید برد که اگر خراسان صافی شود، او را باز توان فرستاد و اگر حالی باشد دیگرگون تا این مرد بدست مخالفان نیاید که جهان بر من بشوراند.» و نیز گفتند که بو سهل حمدوی این درگوش امیر نهاد. و بو المظفّر جمحی را امیر خلعت فرمود و شغل بریدی‌ بر وی مقرّر داشت. و علویان و نقیب علویان‌ را خلعت داد و بو المظفّر را بدو سپرد. و قاضی صاعد امیر را درین روزگار یک بار دیده بود، امّا دو پسرش پیوسته بخدمت میآمدند. درین وقت قاضی بیامده بود بوداع‌ و دعا گفت و پندها داد، و امیر هر دو پسرش را خلعت داد و بعزیزی‌ بخانه باز- فرستادند.

💡 قوّالان این بیت بگفتند، اصحاب در خروش آمدند و حالتها پدید آمد و هژده کس احرام گرفتند و لبیک زدند و خرقها در میان آمد. دیگر روز قاضی صاعد با قوم خویش بسلام شیخ آمد و عذرها خواست و گفت ای شیخ توبه کردم و از آن برگشتم و قاضی صاعد را از نیکویی روی ماه نشابور گفتندی شیخ گفت. بیت: