قابل اعتراض

مترادف‌ها

اعتراض‌پذیر

متضادها

غیر قابل اعتراض

لغت نامه دهخدا

قابل اعتراض. [ ب ِل ِ اِ ت ِ ] ( ص مرکب ) اعتراض پذیر. || ( اصطلاح حقوق ) حکمی که بتوان بدان اعتراض کرد. هر حکمی که غیاباً از دادگاه بخش یا شهرستان صادر شده باشد. احکام و قرارهائی که غیاباً صادر شده باشند در مدت معین قابل اعتراض است. رجوع به قانون آئین دادرسی شود.

فرهنگ فارسی

اعتراض پذیر حکمی که بتوان بدان اعتراض کرد.

جمله سازی با قابل اعتراض

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اشکال آیین‌نامه‌ای معمولاً قابل اعتراض یا بحث و گفتگو نیست و تصمیم رئیس مجلس تصمیم نهایی است.

💡 قانون اساسی هند آزادی بیان را تضمین می‌کند، اما با توجه به سابقه تنش‌های جمعی در این کشور، محدودیت‌های خاصی را برای محتوا، با توجه به حفظ هماهنگی اجتماعی و مذهبی در نظر گرفته‌است. بر اساس قوانین فناوری اطلاعات ۲۰۱۱، محتوای قابل اعتراض شامل هر چیزی است که «یکپارچگی، همبستگی، دفاع، امنیت یا حاکمیت هند، روابط دوستانه با کشورهای خارجی یا نظم عمومی را تهدید کند».

💡 کاهش انرژی بوم صوتی با افزایش نسبت طول به طول بالها، استفاده از کانارد و اطمینان از اینکه امواج فشار منفرد تولید شده توسط هر بخش از ساختار هواپیما به‌طور قابل توجهی یکدیگر را تقویت می‌کنند، به دست می‌آید و صدایی سبک بر روی زمین ایجاد می‌کند. یک بوم صوتی قابل اعتراض مانند هواپیماهای مافوق صوت معمولی.

💡 تصمیمات مدیریت در مورد تغییر ساعت کاری کارمندان کاملاً قابل اعتراض بوده و باعث نارضایتی گسترده در میان تمامی پرسنل شرکت شده است.

💡 اگر شما با نتایج این آزمون آزمایشی موافق نیستید، می‌توانید از طریق فرم‌های رسمی که در سایت قرار داده شده، اعتراض خود را ثبت کنید.

💡 این قرارداد با بندهای مبهم و شرایط ناعادلانه‌ای که در آن گنجانده شده است، برای هر طرفی که آن را می‌خواند کاملاً قابل اعتراض است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران