لغت نامه دهخدا
( اعتراض آمیز ) اعتراض آمیز. [ اِ ت ِ ] ( ن مف مرکب ) آنچه از آن اعتراض و خرده گیری فهمیده شود و عملی یا سخنی که بمنظور خرده گیری و انتقاد صورت پذیرد.
( اعتراض آمیز ) اعتراض آمیز. [ اِ ت ِ ] ( ن مف مرکب ) آنچه از آن اعتراض و خرده گیری فهمیده شود و عملی یا سخنی که بمنظور خرده گیری و انتقاد صورت پذیرد.
( اعتراض آمیز ) ( صفت ) آنچه که مقرون به اعتراض و ایراد باشد: نام. اعتراض آمیز.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گفت دانم من که شب تا صبحگاه با منت بود اعتراض ای مرد راه
💡 در سالهای بعد، قیام یورکا تبدیل به نمادی از اعتراض و باور به عدالت و برابری شد.
💡 ما به اعتراض مشنّع چه التفات خو کی توان ز همدم دیرینه کرد باز
💡 ز دام کام نپرم برون چو آز و نیاز همی برند به مقراض اعتراض پرم
💡 روبرو هرگه که برخوردم به آن دریای حسن همچو ماهی در خوی خجلت بر آبم ز اعتراض