لغت نامه دهخدا
قائم بذات. [ ءِ م ِ ب ِ ] ( ص مرکب ) ( اصطلاح فلسفی ) آنکه یا آنچه بخودی خود وجود دارد. قائم بنفس در مقابل قائم بغیر:
زیرنشین علمت کائنات
ما به تو قائم چو تو قائم بذات.نظامی.
قائم بذات. [ ءِ م ِ ب ِ ] ( ص مرکب ) ( اصطلاح فلسفی ) آنکه یا آنچه بخودی خود وجود دارد. قائم بنفس در مقابل قائم بغیر:
زیرنشین علمت کائنات
ما به تو قائم چو تو قائم بذات.نظامی.
آنکه یا آنچه بخودی خود وجود دارد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جهان قائم بذات اولیا دان نیامد ز اولیا یک مثل انسان
💡 وجودیرا که او قائم بذات است به بیند کو مذوت بر ذوات است