غوطه وری
مترادفها
غوطهوری، فرو رفتن، غرق شدن
متضادها
شناور بودن، روی سطح بودن
فرهنگ فارسی
۱ - عمل غوطه ور غوطه خوردن ۲ - غواصی.
فرهنگستان زبان و ادب
{immersion} [ریاضی] فرمولدار
جمله سازی با غوطه وری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 المغطس کلمه عربی سایت تعمید یا غوطه وری است.