لغت نامه دهخدا
غرک. [ غ َ رَ ] ( ص مصغر ) مصغر غَر، به معنی مخنث و بددل:
این گربه چشمک این سگک غوری غرک
سگسارک مخنثک و زشت کافرک.خاقانی.
غرک. [ غ َ رَ ] ( ص مصغر ) مصغر غَر، به معنی مخنث و بددل:
این گربه چشمک این سگک غوری غرک
سگسارک مخنثک و زشت کافرک.خاقانی.
( اسم ) مخنث نامرد.
[ویکی الکتاب] معنی غَرَّکَ: فریبت داد - مغرور کرد
ریشه کلمه:
غرر (۲۷ بار)ک (۱۴۷۸ بار)
«غَرَّکَ» از مادّه «غرور» در اصل، به معنای غفلت به هنگام بیداری است، و به تعبیر دیگر، غفلت در جایی که انسان باید غافل نباشد، و از آنجا که غفلت گاه سر چشمه «جسارت» و یا «خود برتربینی» می شود، واژه «غرور» به این معانی نیز تفسیر شده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اندر این ویران رباط بیثبات یافتی «قد غرک طولالامل»
💡 ان الانسان لیطغی ان ر آه استغنی یا ایها الانسان ما غرک بربک الکریم