غرفات

لغت نامه دهخدا

غرفات. [ غ ُ ] ( ع اِ ) ج ِ غرفة. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). غُرُفات. غُرَفات. غُرَف. ( اقرب الموارد ). رجوع به غرفة شود.
غرفات. [ غ ُ رُ ] ( ع اِ ) ج ِ غرفة. ( منتهی الارب ) ( ترجمان علامه جرجانی ) ( اقرب الموارد ). غُرفات. غُرَفات. غُرَف. ( اقرب الموارد ): و هم فی الغرفات آمنون ( قرآن 37/34 ).
چون غرفات هشت خلد نه درت از مرتبی
چون طبقات نه فلک شش سویت از منظمی.حسین آوی ( از ترجمه محاسن اصفهان ص 132 ).
غرفات. [ غ ُ رَ ] ( ع اِ ) ج ِ غرفة. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). غُرُفات. غُرفات. غُرَف. ( اقرب الموارد ). رجوع به غرفة شود.

فرهنگ عمید

= غرفه

فرهنگ فارسی

جمع غرفه
( اسم ) جمع غرفه غرفه ها براوره ها

جمله سازی با غرفات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 «مرا مردی می‌باید که غرفات و محلات گرگان را همه شناسد.» بیاوردند و گفتند: «اینک!»

💡 غریب واقعه‌ای بود کز وقوعش شد دل مرا غرفات نشاط و عیش مقر

حیاط یعنی چه؟
حیاط یعنی چه؟
سفرجل یعنی چه؟
سفرجل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز