غالیه خط

لغت نامه دهخدا

غالیه خط. [ ی َ / ی ِ خ َ ] ( ص مرکب ) آنکه ریش او مشکین و سیاه باشد:
چابک و سروقد و زیباروی
غالیه خط جوان مشکین موی.نظامی.آن غالیه خط گر سوی من نامه نوشتی
گردون ورق هستی من درننوشتی.حافظ.

فرهنگ عمید

جوانی که موی روی لبش نورسته و سیاه باشد: آن غالیه خط گر سوی ما نامه نوشتی / گردون ورق هستی ما درننوَشتی (حافظ: ۸۷۰ ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه موی سبلتش سیاه باشد.

جمله سازی با غالیه خط

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چابک و سرو قد و زیباروی غالیه خط جوان مشگین موی

💡 رخت ز غالیه خط گرد آفتاب کشید خطت ز سنبل تر بر سمن نقاب کشید

💡 نوخطی در نشانده در کمرش غالیه خط کشیده بر قمرش

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران