غافلانه
مترادفها
ناگهانی، بیخبر
متضادها
آگاهانه، دانسته
لغت نامه دهخدا
غافلانه. [ ف ِ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی، ق مرکب ) همچون غافل. مانند غافلان:
چه گمان برده ای که وقت شراب
غافلانه مرا رباید خواب.نظامی.
فرهنگ عمید
۱. همراه با غفلت و بی خبری.
۲. (قید ) از روی بی خبری.
فرهنگ فارسی
کاری مانند غافلان انجام دادن.
جمله سازی با غافلانه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو کبک مست مرو غافلانه ره اهلی که دام حادثه صیاد فتنه پنهان ساخت
💡 چه گمان بردهای که وقت شراب غافلانه مرا رباید خواب
💡 از خدای خویشتن غافل مباش غافلانه در ره باطل مباش
💡 عمر بر اومید فردا میرود غافلانه سوی غوغا میرود
💡 جان تو غافلست ز محبوب لم یزل بر جان غافلانه خود ماتمی بدار