عاقبتم
«عَاقَبْتُمْ» یک واژه عربی است و از ریشه ع-ق-ب گرفته شده است که به معنای پایان دادن، مجازات کردن، عاقبت رساندن یا پیگیری کردن است. در دستور زبان عربی، این واژه فعل ماضی جمع مخاطب» (شما) است و به معنی شما عاقبت کردید، به پایان رساندید یا مجازات کردید میباشد. معنای دقیق آن بسته به متن و جمله فرق میکند، اما اغلب در متون کلاسیک و دینی به مفهوم دادن نتیجه اعمال یا مجازات کردن کسی استفاده میشود. برای نمونه، وقتی گفته میشود «عاقبتم الناس على أفعالهم»، یعنی آنها را بر اساس کارهایشان مجازات کردم یا نتیجه کارشان را دیدم. بنابراین «عَاقَبْتُمْ» ترکیبی است از فعل ماضی و جمع مخاطب و نشاندهنده اقدام یا عملی است که نتیجه یا عاقبت چیزی را رقم میزند. این واژه در متون عربی کلاسیک، دینی و ادبی بسیار رایج است و همواره با مفهوم نتیجه یا مجازات همراه است.
مترادفها
سرانجامم، پایانم
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی عَاقَبْتُمْ: عقوبت می کنید - غنیمت یافتید (در آیه شریفه 11سوره مبارکه ممتحنة منظور این است که که اگر از کفار غنیمتی که عاقبت جنگ است به شما رسید. برای جبران مهریه زنانی از شما که به کفار پیوسته اند هزینه کنید)
ریشه کلمه:
عقب (۸۰ بار)
«عاقَبْتُمْ» از مادّه «معاقبة» در اصل از «عِقب» (بر وزن کدر) به معنای «پاشنه پا» است، و به همین مناسبت کلمه «عقبی» به معنای «جزا» و «عقوبت» به معنای «کیفر کار خلاف» آمده است، و روی همین جهت، «معاقبة» به معنای کیفر دادن و قصاص کردن به کار می رود، و گاه این واژه (معاقبة) به معنا تناوب در امری نیز استعمال شده; زیرا افرادی که متناوباً کاری را انجام می دهند هر یک عقب سر دیگری فرا می رسند. لذا «عاقَبْتُمْ» در آیه فوق، هم به معنای پیروز شدن مسلمانان بر کفار و کیفر و مجازات آنها و ضمناً گرفتن غنائم تفسیر شده است و هم به معنای «تناوب»; چرا که یک روز نوبت کفار است و روز دیگری نوبت به مسلمانان می رسد و بر آنها غالب می شوند.
این احتمال نیز داده شده که، منظور از این جمله، رسیدن به عاقبت و پایان کار است، و منظور از پایان کار در اینجا، گرفتن غنائم جنگی است. هر کدام از این معانی که باشد، نتیجه یکی است، فقط راه های وصول به این نتیجه متفاوت ذکر شده است (دقت کنید).
جمله سازی با عاقبتم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گفتم که مگر عاقبتم محمودست بیچاره جهان طالع مسعودش نیست
💡 نه کنج عافیتم هست بی دل آزاری نه گنج عاقبتم هست چون تن آسانی
💡 با تو در هر ندبم دست عمل جان بازیست ببری یا ببرم؟ عاقبتم تعیین کن
💡 خون دلم چنین که دو لعل تو میخورند دل رفت و رخنه عاقبتم در جگر کنند
💡 میکشد عاقبتم درد غم عشق حبیب بود آیا که کند چاره این درد طبیب