لغت نامه دهخدا
عارج. [ رِ ] ( ع ص ) بالا برآینده. ( غیاث اللغات ). || پوشیده و غایب. ( منتهی الارب ).
عارج. [ رِ ] ( ع ص ) بالا برآینده. ( غیاث اللغات ). || پوشیده و غایب. ( منتهی الارب ).
بالا بر آینده پوشیده و غایب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وقت آن شد که کمیل اکمل شود فاضلی عارج شود افضل شود
💡 قوس عارج بحر عود است و رجوع پایه پایه نور را در وی طلوع
💡 رهروان رفتند تا مقصود تو حیران آنک عارج از تن یا ز روح آن سید بطحاستی
💡 رانده در گاه حق ابلیس بر تلبیس را عارج معراج اوج مسجد اقصی کنند
💡 یا عارج المعارج یا سید الرسل یا هادی الخلایق یا موضح السبل