عاجز نوازی

متضادها

ستم، ظلم، بی‌رحمی، محروم کردن

لغت نامه دهخدا

عاجزنوازی. [ ج ِ ن َ ] ( حامص مرکب ) عمل عاجزنواز:
زمانه چو عاجزنوازی کند
به تند اژدها مور بازی کند.نظامی.و رجوع به عاجز و عاجزنواز شود.

فرهنگ فارسی

عمل و کیفیت عاجز نوار.

جمله سازی با عاجز نوازی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مروت اینچنین عاجز نوازی اینچنین باید ز پا افتاده ای دیدی و قد افراختی رفتی

💡 در آخر هم، ز خاک تیره برگیر رَهِ عاجز نوازی ها ز سرگیر

💡 زمانه چو عاجز نوازی کند به تند اژدها مور بازی کند

💡 چو آید بر سر عاجز نوازی کند با شعله خاری تیغ بازی

💡 در فرهنگ سنتی ما، عاجز نوازی و کمک به نیازمندان یکی از والاترین ارزش‌های اخلاقی است که باعث پیوند عمیق میان اعضای جامعه می‌شود.

💡 آن مرد بزرگوار با عاجز نوازی و بخشندگی فراوان، همواره در تلاش بود تا غم از چهره افراد بی‌بضاعت و مستمندان برطرف کند.

💡 عاجز نوازی در جامعه نه تنها یک وظیفه اخلاقی، بلکه راهی برای ایجاد تعادل اجتماعی و حمایت از طبقات آسیب‌پذیر و ضعیف جامعه است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران