ظل ظلیل
مترادفها
سایه، پناه، سایهسار
لغت نامه دهخدا
ظل ظلیل. [ ظِل ْ ل ِ ظَ ]( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) سایه که دایم ماند و سایه کشیده و دراز و سایه تمام و کمال. رجوع به ظل شود.
فرهنگ فارسی
سایه که دایم ماند و سای. کشیده و دراز و سای. تمام و کمال.
جمله سازی با ظل ظلیل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خورشید عشق پرده ز رخسار برگرفت ظل ظلیل عشق ز تشویق گشت طی