( طرفةالعین ) طرفةالعین. [ طَ ف َ تُل ْ ع َ ] ( ع اِ مرکب ) یک باربر هم زدن پلک چشم ( و کسانی که بضم طاء خوانند محض غلط ). ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). چشم بهم زدن به یک دم. به یک چشم زدن. به یک چشم زد. || ( فرهنگستان ) چشم زخم. لحظه. چشم زد: و یک طرفةالعین هیچ طاعت از او فوت نشد. ( قصص الانبیاء ص 137 ). یک طرفةالعین تقدیم و تأخیر نیفتد. ( جهانگشای جوینی ).
( طرفة العین ) (طَ فَ ةُ یا ةَ عَ ) (مص م. ) یک چشم برهم زدن، یک آن.
( طرفةالعین ) یک چشم به هم زدن، یک آن، یک لحظه.
( مصدر ) یک بار بهم زدن پلک چشم چشم بهم زدن بیک چشم زدن بیک چشم زد یا یک طرفه العین. بیک چشم زد: یک طرفه العین تقدیم و تاخیر نیفتد. به یک طرفه العین. در مدتی معادل یک چشم زدن: جبرئیل دست من بگرفت و مرا بیک طرفه العین باسمان اول برد. یا دریک طرفه العین. به یک طرفه العین: زصحن خاک در یک طرفه العین بر آمد تا قضای قاب قوسین. ( اسرارنامه عطار ) توضیح این کلمه را در تداول بضم طائ تلفظ کنند و خطاست.
یکبار بر هم زدن پلک چشم و کسانی که بضم طائ خوانند محض غلط.