ز برم
واژهی ز برم ترکیبی است از حرف اضافه «ز» به معنی «از» و «برم» که در ادبیات فارسی کلاسیک به معنای «آغوشم» یا «بغل من» است. بنابراین ز برم به طور تحتاللفظی یعنی «از آغوشم» یا «از کنار من». این ترکیب اغلب برای بیان جدایی یا دور شدن کسی یا چیزی از نزدیکی شاعر یا گوینده به کار رفته است و بار احساسی عمیقی دارد.
در متون ادبی و شعری فارسی، این واژه بیشتر برای تصویرسازی حالات عاطفی استفاده میشود. شاعر با این عبارت میتواند احساس دلتنگی، فقدان، جدایی یا رهایی را منتقل کند. برای مثال، وقتی گفته میشود «ز برم رفت»، منظور این است که کسی که نزد من بود، از آغوشم دور شد یا جدا شد، و این جدایی بار معنایی عاطفی قوی دارد.
کاربرد ز برم در شعر و نثر کلاسیک نشاندهنده انعطاف و زیبایی زبان فارسی است. با استفاده از این ترکیب، نویسنده یا شاعر میتواند حالت روانی یا احساسی خود یا شخصیتهایش را به صورت تصویری و شاعرانه بیان کند، بدون اینکه نیاز به توضیح مفصل باشد. این واژه، نمونهای از غنای واژگانی فارسی کلاسیک است که مفاهیم عمیق انسانی را در قالب کوتاه و تأثیرگذار منتقل میکند.
مترادفها
از من
لغت نامه دهخدا
ز برم. [ زِ ب َ ] ( حرف اضافه + اسم ) مرکب از لفظ «ز»: از و «برم » بمعنی حفظ، از حفظ. ( فرهنگ نظام ). بمعنی ازبر است که حفظ و بیاد داشتن و بخاطر نگاه داشتن باشد. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). ازبر و از حفظ و بیادداشته و بخاطر نگاهداشته. ( ناظم الاطباء ). یاد گرفتن باشد و آنرا ازبرم هم گویند و بتازی حفظ خوانند. ( جهانگیری ). رجوع به زبیر و زِبَر و ازبرم شود.
جمله سازی با ز برم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 عکس حضور عیش ما خارج شخص هیچ نیست من ز برت کجا رومگر ز برم تو میروی
💡 وزید باد فنا و ربود گل ز برم نماند طاقت و جانم ز خار غم فرسود
💡 تا برفتی ز برم در نظرم قامت تو راست مانند سهی سرو روان بر لب جوست
💡 می گریزد ز برم با قد چون تیر خدنگ قامت خم شده ام تا به کمان می ماند
💡 خاطرم جمع نشد تا ز برم دور شدی به غلط گوی که این جمع پریشان منست
💡 تو خواستی ز برم تند بگذری ورنه برای مکث توان کرد صد سخن باعث