داجل
لغت نامه دهخدا
داجل. [ ج َ] ( اِخ ) نام قصبه ای محکم در خطه شمال غربی پنجاب در هندوستان. واقع در 29 درجه و 37 دقیقه عرض شمالی و67 درجه و 9 دقیقه طول شرقی. ( قاموس الاعلام ترکی ).
فرهنگ فارسی
نام قصبه ای محکم در خط. شمال غربی پنجاب در هندوستان.
جمله سازی با داجل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 با داجل بساط سلیمان فرو نوشت دیو شریر وارث تاج و سریر شد
💡 در آموزههای مذهبی و روایی، آمدن داجل به عنوان یکی از نشانههای بزرگ قیامت ذکر شده است که باعث ایجاد آشفتگی در جهان میشود.
💡 بسیاری از مردم با خواندن داستانهای مربوط به ظهور داجل، سعی میکنند خود را برای مقابله با فتنهها و وسوسههای بزرگ در آینده آماده کنند.
💡 در تحلیلهای اسطورهای و دینی، شخصیت داجل نمادی از فریبندگی و نیروی گمراهکننده است که میتواند حتی قدرتمندترین انسانها را نیز به انحراف بکشاند.