خام جوش

لغت نامه دهخدا

خام جوش. ( ن مف مرکب، اِ مرکب ) غذای نیک ناپخته. خام پخته. || مرد بی تجربه. مرد ناپخته:
ولی بجوشم ازین خام جوش یک سبلت
قراطغانشه پشمین گه طعان و ضراب.خاقانی.

فرهنگ عمید

بی تجربه.

فرهنگ فارسی

غذای نیک ناپخته خام پخته

جمله سازی با خام جوش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 برای ناقص چندی دلم نمی سوزد جهان پر ز هوس،‌ دیگ خام جوش من است

💡 دل افسرده هر خام جوش ما نمی‌داند کسی تا می ننوشد نشئه صهبا نمی‌داند

قورساق یعنی چه؟
قورساق یعنی چه؟
اونلی فنز یعنی چه؟
اونلی فنز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز