لغت نامه دهخدا
خاراشکاف. [ ش ِ ] ( نف مرکب ) شکافنده خارا و سنگ سیاه سخت:
ز خاریدن کوس خاراشکاف
پر افکند سیمرغ در کوه قاف.نظامی.همانا که آن هاتف خضرنام
که خاراشکاف است و خضراخرام.نظامی. || کنایه از زورمند و قوی:
طلب فرمود شه خاراشکافی
ز خارا موج خون بر خاره بافی.لالی ( از آنندراج ).