خاء
مترادفها
حرف خ
لغت نامه دهخدا
خاء. ( ع اِ ) موی سرین. ( مهذب الاسماء ) ( ناظم الاطباء ). || ( اسم فعل ) یقال خاء بک علینا یعنی شتاب کن. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
جمله سازی با خاء
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اسرار طوطی است شکر خاء نطق او او را چه حاجت است بشهدی و شکری