حرام روزی

مترادف‌ها

روزی نامشروع، مال حرام

متضادها

حلال روزی

لغت نامه دهخدا

حرام روزی. [ ح َ ] ( ص مرکب ) آنکه رزق مقسومش ضایع و تباه گردد. تنگ روزی:
می ده که من حرام روزی
خونابه خورم کدام روزی.نظامی ( الحاقی ).|| آنکه از حرام اعاشه کند. آنکه از حرام هزینه کند.

فرهنگ عمید

۱. کسی که با مال حرام امرار معاش می کند و رزق وروزی خود را از راه ناروا به دست می آورد.
۲. [مجاز] فقیر، نیازمند.

فرهنگ فارسی

تنگ روزی

جمله سازی با حرام روزی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بازآمد و محنتی درافکنده چو دود هرگز نبود حرام روزی تر ازو

💡 که را بخواهد یزدان حرام روزی کرد بدست راد تو روزیش را سبب نکند

💡 فتواست به خون من غمت را الحق غم تو حرام روزی است

💡 دل گفت که هان چگونه ای ای کافر هین یافتی ای حرام روزی در بر؟

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران