تاخی

لغت نامه دهخدا

( تآخی ) تآخی. [ ت َ ] ( ع مص ) برادری کردن دو گروه باهم. ( منتهی الارب ).
تأخی. [ ت َ ءَخ ْ خی ] ( ع مص ) با یکدیگربرادری کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). برادری گرفتن. ( زوزنی ) ( دهار ). برادر شدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). برادر خواندن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || قصد چیزی کردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). طلب نمودن چیزی. ( آنندراج ). || صواب چیزی را جستن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

( تأخی ) (تَ أَ خّ ) [ ع. ] (مص ل. ) برادری کردن دو گروه با هم.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) برادری کردن دو گروه با هم.
برادری کردن دو گروه با هم.

جمله سازی با تاخی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شاخی برآمد از بر شاخ درخت تود تاخی ز مشک و شاخ ز عنبر درخت عود

رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز