تابت

لغت نامه دهخدا

تأبت. [ ت َ ءَب ْ ب ُ ] ( ع مص ) برافروختگی. ( از اقرب الموارد ) ( از منتهی الارب ): تَاءَبَّت َ الجمر؛ برافروخت اخگر. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

برافروختگی.

دانشنامه عمومی

تابت ( به انگلیسی: Taobat ) یک روستا در پاکستان است که در ناحیه نیلم واقع شده است. تابت ۲٬۲۸۶٫۰۳ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.

جمله سازی با تابت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دل در تابت ز پیچش دستار است سردزد که پیچ و تاب بر تن بار است

💡 فکر آن زلف مکن تا خم و تابت نبرد بگذر از یاد لبش تا می نابت نبرد

💡 چشم پر خوابت مرا بیخواب کرد زلف پر تابت مرا از تاب برد

💡 هان دست خدا آمد تابت نگذارد بر بام حرم نصب کند رایت رب را

💡 بسنبل پر تابت صد لعب شده پنهان وز نرگس پر خوابت صد فتنه شده پیدا

💡 تا رهزن خواب در سرایت نبرد بیدار نشین که هوش و تابت نبرد

روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
قورساق یعنی چه؟
قورساق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز