لغت نامه دهخدا
( بائدة ) بائدة. [ ءِ دَ ] ( ع ص ) تأنیث بائد. هلاک شونده. نابود شونده. هالک. رجوع به بائد شود. || عرب بائده؛ عرب اصلی، مقابل مستعربة و متعربة. || عرب منقرضه؛ مانند: عاد. ثمود. طسم. جدیس. عملاق ( عمالقه ). عبدضخم. جرهم اولی و مدین.
( بائدة ) بائدة. [ ءِ دَ ] ( ع ص ) تأنیث بائد. هلاک شونده. نابود شونده. هالک. رجوع به بائد شود. || عرب بائده؛ عرب اصلی، مقابل مستعربة و متعربة. || عرب منقرضه؛ مانند: عاد. ثمود. طسم. جدیس. عملاق ( عمالقه ). عبدضخم. جرهم اولی و مدین.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از آن جا که ریشهٔ نژادی و امتیازات قومی در نسب عرب نزد جامعه شناسان انعکاسی به سزا دارد، عرب را به دو دسته تقسیم کردهاند: اعراب بائده و اعراب باقیه. منظور از عرب باقیه قحطانیان و عدنانیان میباشند که در حال حاضر اندک مردمانی در یمن و حجاز، از اعراب قحطانی یافت میشوند.