لغت نامه دهخدا
خلبانی. [ خ َ ل َ ] ( حامص مرکب ) رانندگی هواپیما. هوانوردی.
خلبانی. [ خ َ ل َ ] ( اِ ) بارزد. بیرزد. قنة. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خلبانی. [ خ َ ل َ ] ( حامص مرکب ) رانندگی هواپیما. هوانوردی.
خلبانی. [ خ َ ل َ ] ( اِ ) بارزد. بیرزد. قنة. ( یادداشت بخط مؤلف ).
بارزد بیرزد قنه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در سال ۱۹۷۴ در حالی که متأهّل و دارای ۵ فرزند بود، شروع به آموزش خلبانی در باشگاه سلطنتی حمل و نقل هوایی کرد. او در پایگاه دوشانتپه به دانش آموزانی که مایل به یادگیری رشتهٔ خلبانی بودند درس میداد.
💡 اوکسانچنکو در ۲۶ آوریل ۱۹۶۸ در روستای مالومیخایولیفکا در استان دنیپرو به دنیا آمد و قبل از شروع آموزش هوانوردی نظامی تا ۱۹۸۵ در دبیرستان روستای خود تحصیل کرد. اوکسانچنکو فارغالتحصیل دانشکده خلبانی عالی نظامی از خارکوف است.
💡 وی در اسفند ۱۳۵۰ پس از گذراندن دورههای مقدماتی در تهران، برای ادامهٔ مراحل آموزش به ایالات متحده اعزام شده و در اردیبهشت ۱۳۵۲ به ایران بازگشت. ابوطالبی در پایگاه هوایی رئیسدر ایالت تگزاس با کسب رتبهٔ نخست (شاگرد اول در میان تمامی دانشجویان خلبانی درحال تحصیل در آمریکا) دوره آموزشی را به پایان رساند.
💡 وی در سال ۱۲۹۵ وارد مدرسه افسری قزاقخانه شد و پس از دریافت درجه افسری در سال ۱۲۹۸ فعالیت رسمی در ارتش شاهنشاهی ایران را آغاز نمود. وی در سال ۱۳۰۱ به اروپا اعزام شد و پس از دریافت مدرک خلبانی، از مدرسه نظامی سن-سیر فرانسه، در سال ۱۳۰۵ با درجه سرگردی، به نیروی هوایی شاهنشاهی ایران پیوست.