لغت نامه دهخدا
ثمانون. [ ث َ ] ( ع عدد، ص، اِ ) هشتاد. ثمانین.
ثمانون. [ ث َ ] ( ع عدد، ص، اِ ) هشتاد. ثمانین.
(ثَ ) [ ع. ] (اِ. ) هشتاد.
هشتاد، عدد هشتاد
( اسم ) هشتاد ثمانین.
هشتاد ثمانین
هشتاد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و عن ابی سعید الخدری قال قال رسول اللَّه (ص) ادنی اهل الجنة الذی له ثمانون الف خادم و اثنتان و سبعون زوجة و تنصب له قبة من لؤلؤ و زبرجد و یاقوت کما بین الجابیة الی صنعاء.
💡 و روی انه قال (ص) اهل الجنة مائة و عشرون صفّا ثمانون صفا منها امّتی و هم الفائزون الاخیار.
💡 و قیل: انّما خصّ الف شهر بالذّکر لانّ الامم الماضیة لم یکن یستجاب لهم الدّعوة الّا بعد عبادة الف شهر و لا یسمّی عابدا الّا من یتعبّد الف شهر و هی ثلاثة و ثمانون سنة و اربعة اشهر. فقالت الصّحابة: لو کان عمرنا طویلا لکنّا نعبد اللَّه فیه، فجعل اللَّه تعالی لامّة محمد (ص) «لیلة» خیرا مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ کانوا یعبدون فیها.
💡 و قال: «اهل الجنة مائة و عشرون صفّا، منها ثمانون من هذه الامّة.»