مینیموم

لغت نامه دهخدا

مینیموم. [ مُم ْ ] ( فرانسوی، اِ ) کمترین مقدار. حداقل. کمینه. مقابل ماکزیموم. استحصال از چیزی بحداقل ممکن. || ( اصطلاح ریاضیات ) کوچکترین مقدار یک تابع که قبل از این مقدار تابع نزولی است و بعد از این مقدار تابع صعودی است و باحرف ( m ) نمایانده میشود. ( از دائرة المعارف کیه ).

فرهنگ معین

(مُ ) [ فر - لا. ] (اِ. ) = مینیمم: ۱ - کمترین مقدار، حداقل، مق ماکزیموم. ۲ - کوچکترین مقدار یک تابع، کمینه (فره ).

فرهنگ فارسی

کمینه، حداقل، دست کم
(اسم ) ۱- کمترین مقدار حداقل کمینه ماکزیموم بیشینه. ۲ - کوچکترین مقدار یک تابع. تابع قبل از این مقدار نزولی و بعد از آن صعودی است.

ویکی واژه

مینیمم:
کمترین مقدار، حداقل؛ مق ماکزیموم.
کوچکترین مقدار یک تابع، کمینه (فره)

جمله سازی با مینیموم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 که کمترین مقدار یا همان مینیموم می‌باشد

نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز