فرهنگ معین
(یِ ) [ ع. لاطائل ] (ص مر. ) بیهوده، بی فایده، بدون نفع، سخنان بی معنی.
(یِ ) [ ع. لاطائل ] (ص مر. ) بیهوده، بی فایده، بدون نفع، سخنان بی معنی.
بیفایده، بیهوده، توانایی، توانگری
بیهوده بیفایده بی نفع: از ترادف شواغل لاطایل دست فراهم داد. جمع: لاطایلات.
لاطائل
بیهوده، بی فایده، بدون نفع، سخنان بی معنی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گفتمش رو رو نیی آگه ز دستان دم مزن گفت بیحاصل مگوی و ژاژ لاطایل ملای
💡 چیست این حرفهای لاطایل چیست این فکرهای دور و دراز
💡 ورنه، آن سانم، این قدر دانم؛ که بلاطایل است این تطویل
💡 تا بکی وقت بلاطایل و بیهوده رود تا بکی عمر بلایعنی و خسران گذرد
💡 یک جهت شو در طریق عشق چون مردان مرد بیش ازین اوقات صائب صرف لاطایل مکن