فرسودگی
فرسودگی به معنای کاهش کیفیت، آسیب دیدن یا خراب شدن تدریجی یک چیز به مرور زمان به دلیل استفاده یا عوامل طبیعی و محیطی است. به عبارت سادهتر، فرسودگی یعنی فرسایش و کهنگی که باعث میشود چیزی دیگر مثل روز اول نباشد و کارکرد یا ظاهرش ضعیف شود.
انواع
جسمی: وقتی یک وسیله، ساختمان، ماشینآلات یا تجهیزات بر اثر استفاده طولانیمدت، ساییدگی، زنگزدگی، یا تخریب تدریجی خراب میشوند. همچنین کاهش کیفیت و عملکرد بافتها و اندامهای بدن که به طور طبیعی با افزایش سن یا عوامل دیگر اتفاق میافتد.
روانی و ذهنی: به کاهش تواناییهای ذهنی یا روانی فرد بر اثر استرس، خستگی مزمن، یا مشکلات روحی گفته میشود. مانند فرسودگی شغلی (Burnout) که در اثر فشارهای کاری زیاد و مداوم ایجاد میشود.
اقتصادی و اجتماعی: به کاهش کارآمدی یا ارزش داراییها، امکانات یا زیرساختها در جامعه یا اقتصاد اشاره دارد. مانند فرسودگی بافتهای شهری که به دلیل نبود مراقبت و نگهداری باعث کاهش کیفیت زندگی میشود.
مترادفها
استهلاک، خستگی، فرسایش
متضادها
نوسازی، تازگی، استحکام
لغت نامه دهخدا
فرسودگی. [ ف َ دَ / دِ ] ( حامص ) فرسوده شدن. فرسوده بودن. فرسایش. رجوع به فرسوده و فرسودن شود.
فرهنگ فارسی
فرسوده شدن
جمله سازی با فرسودگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فرسودگی شهری زمانی اتفاق میافتد که یک شهر یا قسمتی از آن در حالت خرابی و بیتوجهی قرار میگیرد. علائم نشان دهنده پوسیدگی شهری عواملی از قبیل مهاجرت جمعیت، تغییر در ساختار اقتصادی شهر، خانههای متروک، نرخ بیکاری بالا، خانوادههای متلاشی شده، سلب امتیاز حق رای سیاسی، آمار جرم بالا، و مناظر شهری متروک میباشد.
💡 در یک پژوهش دانشگاهی که در سال ۱۴۰۱ شمسی انجام شد، ۹ گروه از ارگانیسمها بهعنوان عوامل زیستی فرسودگی بنا شناسایی شدند که شامل باکتریها، سیانوباکترها و جلبکها، قارچها، گلسنگها، خزهها، گیاهان و همچنین حشرات و جانوران کوچک اعم از زنبور، سوسکها و پرندگان میشدند. مهمترین آسیبهایی که این عوامل روی بستر آجری بنا گذاشتهاند، شامل تغییر رنگ و از بین بردن جنبهٔ زیبایی، نفوذ در بین ترکها و شکافها و آسیب فیزیکی و تجزیهٔ بیوشیمیایی است.