ردیاب

فرهنگ عمید

پیداکنندۀ رد و اثر کسی یا چیزی، ردیابنده.

دانشنامه آزاد فارسی

رَدیاب (tracer)
مقدار ناچیزی از ایزوتوپ رادیواکتیو، برای پی گیری مسیر واکنش شیمیایی یا فرآیند فیزیکی یا زیست شناختی. محل و تراکم ردیاب را معمولاً با یک شمارشگر گایگر ـ مولرتشخیص می دهند. مثلاً، فعالیت غدۀ تیرویید را با تزریق مقدار ناچیزی از ایزوتوپ رادیواکتیو ید، که غدۀ تیرویید آن را به صورت انتخابی از جریان خون می گیرد، ردیابی می کنند.

جمله سازی با ردیاب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هدف نهایی کالیبراسیون برقراری قابلیت ردیابی عنوان شده است. مهم‌ترین ویژگی که یک اندازه‌گیری باید داشته باشد وجود قابلیت ردیابی نتایج آن تا استانداردهای ملی و سپس بین‌المللی می‌باشد.

💡 محققان سوئدی بزرگترین تجزیه و تحلیل استاتین ها و پتانسیل ضد کووید آنها را انجام دادند و داده های بهداشتی ناشناس 1 میلیون نفر را ردیابی کردند.

💡 هرکجا تو رفت خواهی بنده اندر خدمت است با روانی دردیاب از بهر درمان یافتن

💡 در یک آنتن سهموی متعارف (جلو تغذیه)،که یک آنتن کوچک است و امواج رادیویی منعکس شده توسط دیش را دریافت و ارسال می‌کند، فید آنتن در کانون جلوی آنتن معلق است وهمان طوری‌که موقعیت آنتن برای ردیابی هدف‌های ویژه تغییر می‌کند حرکت می‌کند.

💡 جانم ز درد چشم بجان آمد از عذاب یا رب چه دید خواهم ازین چشم دردیاب ؟

نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز