تغییرات
مترادفها
دگرگونیها، تحولات
متضادها
ثبات، پایداری
لغت نامه دهخدا
تغییرات. [ ت َغ ْ ] ( ع اِ ) تبدیلات و تغییرها. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تغییر شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر اسم ) جمع تغییر
جمله سازی با تغییرات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 استدلال نمودهاند که تأثیر متان در تغییرات اقلیمی دست کم دو برابر میزان شناخته شده در برآوردهای قبلی است.
💡 جای تغییرات اوصاف تنست روح باقی آفتابی روشنست
💡 با وجود اهمیت این گام، به ندرت باعث تغییرات جدی برای استاندارد، در هنگام انتقال به فاز بعدی، میشود.
💡 تغییرات اقلیمی و گرمایش زمین، یکی از بزرگترین تهدیدهایی است که بشریت در قرن بیست و یکم با آن برای بقا روبرو است.
💡 مدیریت تغییرات در ساختار سازمانی شرکت برای سازگاری با بازارهای جدید، نیازمند برنامهریزی دقیق و همراهی تمام کارکنان بخشهای مختلف است.
💡 بسیاری از مردم نسبت به تغییرات سریع تکنولوژیک و تأثیر آن بر سبک زندگی سنتی خود، نوعی نگرانی و تردید پنهان دارند.